<$BlogRSDUrl$>

!-- Logo box specs - size, background colour etc -->

 


كيمونو 


ديروز يکی از دوستهای ژاپنی ام ، من رو دعوت کرد خونشون.خونه های ژاپنی خيلی با خونه های ايران فرق ميکنه .بعدا در اين مورد براتون می نويسم.
اول نهار و چايی سبز وبعد توت فرنگی خورديم. خيلی مهربون بود وکلی زحمت کشيده بود.
قسمت با مزش اونجا بود که به من پيشنهاد داد کيمنو بپوشم ومن هم از خدا خواسته قبول کردم . با کمک اون خانم مهربون ژاپنی کيمنو رو تنم کردم .خيلی سخته پوشيدنش و کلی قطعات مختلف داره .ولی بعد از نيم ساعت بالاخره تموم شد و خيلی برام جالب بود، ياد سريال اوشين افتاده بودم .فکر نمی کردم يه زمانی بشه که کيمنو بپوشم .قسمت خنده دارش اين بود که اصلا نمی شد با ها ش راه بری .
خلا صه عين ژاپنی ها شده بودم فقط چشمام با يه ژاپنی اصيل فرق ميکرد.
البته ياد اوری کنم که کيمنو واقعی خيلی خيلی گرونه و ما نمی تونيم بخريم.خودشون هم ،جون هاش ممکنه کرايه کنن.




آرشيو

This page is powered by Blogger. Isn't yours?

Weblog Commenting by HaloScan.com