<$BlogRSDUrl$>

!-- Logo box specs - size, background colour etc -->

 


خاطرات 


زمان هميشه در تغييره و بعد از هر دوره زمانی آدم حسرت روزهای گذشته رو می خوره که ديگه قابل برگشت نيست و تنها چيزی که می مونه فقط خاطره هست وبس.
وقتی دانش آموز هستی از خداته که اين مدرسه نموم بشه .وقتی دانشجو ميشی حسرت مدرسه رو می خوری و به اون صميميت ها و دنيای بچگی غبطه می خوری .گر چه هميشه بزرگتر ها می گفتن قدر مدرسه و دوستی ها رو داشته باشين ولی ما جدی نمی گرفتين.
همين طور تو هر مرحله از زندگی همين طوريه و کمتر کسی هست که به ياد دوران گذشته نباشه.
ديروز با دوستم چت می کردم و کلی ياد گذشته ها افتاديم ، خيلی لذت بخش بود .بعد از اينکه حرفم با هاش تموم شد کلی فکر کردم.
ياد ترم اول دانشجوئيم افتادم .امتحان معارف داشتيم ،حجمش خيلی زياد بود و کلی استنباط و از اين چيز ها داشت ومن به کل يادم رفته بود چون وقتی برای خوندن نداشتم .کلاسمون خيلی شلوغ بود چند تا گروه با هم تو يه کلاس بوديم .استادمون هم اخوند بودن ،ما تو کلاس منتظر بوديم که بريم سالن امتحانات ،از طرف آموزش اومدن که ما بريم سر جلسه استادمون اومد و گفت حتما بايد تو کلاس باشه و سالن جلسات لازم نيست .
همه داشتن شاخ در می آوردن کلاسمون هم خيلی بزرگ بود .جالب تر اينکه نفر وسطی ها بايد می رفتن پايين روی صندلی می نوشتن .اين مدل امتحان بی سابقه بود .من هم از شانس وسطی شدم و هر ۱۲ سوال رو با اجازه از روی کتاب نگاه کردم .زمستون هم بود وکلی کاپشن و ... تنمون بود و خيلی کمک کرد. خلاصه بهترين امتحانی بود که دادم و ۲۰ شدم .البته بگم ها من اصلا اهل تقلب نيستم و ترسو تر از اين حرفام ولی شرايط مساعد من و تشويق به اين امر نادرست نمود




غذای ايرانی 


من از امروز چند تا کتاب آشپزی گذاشتم کنارم ، نشستم عکس ها شو نگاه کردم، اکثرش رو خوندم و کلی غذاهای جديد ياد گرفتم . چند جور غدا هم از صبح تا حالا درست کردم. الان يخچالمون جای سوزن انداختن نيست .
با ديدن کتاب آشپزی کلی ياد ايران افتادم ،مخصوصا عطر غذاهای ايرانی تو خونه پيچيده بود و حسابی هوائيم کرده بود .خيلی هم ياد بچگی هام افتادم که ظهر که از مدرسه می يومديم از هر خونه ای عطر يه غذائی می يومد .




Yumi kastura 


yumi kastura يکی از طراح های لباس در ژاپن هست که ۲۵ تا ۳۰ ماه May در tokyo نمايشگاه لباس عروس و لباسهای مهمونی داشت .من رفتم خيلی جالب بود ولی متاسفانه توضيح لباس ها به ژاپنی بود.لباسهای زيادی اونجا بود مثلا يه لباس بود که مال سال ۱۹۶۵ بود و کلی مرواريد اصل روش کار شده بود و خيلی قيمتی بود .اين هم عکس اين خانوم:
چند تا عکس از اين خانوم بود يکی با سوفيا لورن که نفهميدم موضوع اين عکس چيه .البته وقتی سوفيا لورن جو ان بود و يه جا عکس با پاپ ا عظم بود که اين خانوم سال ۱۹۹۰ لباسش رو طراحی و آماده کرده بود.
کلی هم لباس بود که خيلی زيبا بود و بجای پارچه از کاغذ استفاده شده بود.بعضی از لباس ها خيلی لطيف و زيبا بودن که طرح های روی پارچه کار دست بود .خيلی زيبا طرح های لباس نقاشی شده بود.
در کنار تمام لباس ها سال دوختنش و توضيحات در مورد لباس(البته برای با سواد ها)و عکس از مانکنی که اون لباس رو در همون سال پوشيده بود موجود بود. جالبه که اکثر مانکن ها خارجی بودن ژاپنی کم بود.
و تو هر سالنی ، مربوط به لباس ها ی همون سالن فيلم مانکن ها وقتی رژه ميرن تا بيننده ها ببيننشون هم ، بود.




تاريخچه آبجو 


می دونستين که تاريخچه Beer به ۵۰۰۰ سال پيش بر می گرده که گفته می شه ،قديمی ترين جايی که آب جو توليد و مصرف می کردن ايران و عراق بوده .که به ۳۰۰۰ سال قبل از ميلاد برميگرده ومدارکی هم در اين زمينه موجوده.



آرشيو

This page is powered by Blogger. Isn't yours?

Weblog Commenting by HaloScan.com