<$BlogRSDUrl$>

!-- Logo box specs - size, background colour etc -->

 


سگ های ژاپنی - صبحانه ژاپنی 


۱- چند روز پيش يه برنامه رو تو تلويزيون داشت نشون ميداد،در مورد سگ ها و علاقه صاحبانشون به اونها وخيلی برنامه ناراحت کننده ای بود وسگ های بيچاره ای رو نشون می داد که مريض شدن و تو بيمارستان بستری بودن .يه خانم و اقای پيری رو نشوه می داد که سگشون احتياج به عمل داشت و تو بيمارستان بستری شده بود و اين خانوم و آقا هرروز می رفتن برای ملاقات و سگشون هم خيلی بی حال بود و سرم داشت و روی تخت خوابيده بود.
و نشون ميداد که حدود ۱۵۰۰۰۰ ين يعنی معادل ۱۵۰۰ دلار هزينه بيمارستان شده بود.
و تو خونه برای سگه غذا رو تو مخلوط کن رقيق می کردن و خيلی با حوصله به سگه ميدادن و هر روز دکتر می يومد برای ملاقاتش و می بردنش تا دم در خونه تا کوچه رو ببينه و دلش وا شه .ولی متاسفانه سگه عمرش به دنيا نبود.
سگ ها خيلی موجودات با مزه و شيرينی هستن و ژاپنی ها هم خيلی عاشق سگان.نگهداری از سگ ها هم خيلی سخته و هم خيلی پر هزينه هست.مخصوصا اين قسمتش که بايد پلاستيک تو دستت باشه و کثافتشون رو جمع کنی .من يکی که خيلی برام سخته.
۲-چه صبحونه ای رو ترجيح می دين ؟
صبحونه ايرانی مثل حليم ،کله پاچه ،نون و پنيرو چای و ... يا يه صبحونه ژاپنی ؟
صبحونه ژاپنی ها با ما خيلی فرق می کنه و خيلی هم برای بدن مفيده چون شيرينی و چربی نداره و شامل ميسو سوپ و ماهی و سبزيجاته .من اول اصلا دوست نداشتم ولی الان بعد چند سال موندن تو ژاپن اين غذا رو برای صبحونه ترجيج می دم.






چند مطلب ... 


۱)ديشب تلويزيون اينجا داشت، نشون می داد که اگه تسونامی ای که در اقيانوس هند رخ داده بود در نزديکی ژاپن روی می داد کدوم بخش از توکيو زير آب می رفت و مردم چه کارهايی رو بايد انجام بدن. تو نقشه ديدم که تا نزديکی های خونمون تحت اثر سيل قرار می گيره ولی فکر کنم که به خونمون آسيبی نرسه.
از طرفی هم اثرات زلزله ۸.۹ ريشتری رو بر خرابی شهر و حرکت قطارها و شين کانسن رو شبيه سازی کردند. همونجا به ذهنم رسيد که ای کاش، چنين کاری رو در مورد تهران انجام بدن و باعث افزايش آگاهی مردم در مورد زلزله احتمالی تهران بشند.

۲) يه سوالی هميشه ذهنم رو مشغول کرده، اگه کسی جوابش رو می دونه و يا منبعی در اين زمينه می شناسه لطفا برام بنويسه.
چرا هميشه از کشورهای اروپايی و آمريکايی،
ثروتمندترين فرد دنيا انتخاب می شه و از ژاپن کسی نيست؟ با اينکه اينجا شرکت هايی هستند که از لحاظ درآمد از شرکتی مثل مايکروسافت درآمد بيشتری دارند.
يه چيزايی تو ذهنم هست ولی نمی تونم جمع بندی کنم.

۳) بر طبق بررسی مرکز تحقيقات ملی جمعيت و امنيت اجتماعی ژاپن، هر زوج ژاپنی به طور متوسط ۱.۲ بچه دارند و اگر اين روند ادامه داشته باشه در سال ۳۰۰۰، جمعيت ژاپن ۲۷ نفر خواهد شد.

۴) تا قبل از اينکه بيام ژاپن کلمه تسونامی رو نشنيده بودم، و فکر می کنم خيلی از ايرانی ها هم تا قبل از تسونامی اخير چيزی از اين اسم نمی دونستن. بهتر نبود که روزنامه ها و رسانه ها از معادل فارسی مثل
آبلرزه يا دريالرزه استفاده می کردند.
تسونامی در زبان ژاپنی ( 波 津 ) به معنای موج بندر هست و داستانش به زمانهای قديم بر می گرده که ماهيگير ها به دريا می رفتند و هنگامی که به ساحل برمی گشتند، خانه های خود را خراب شده بر اثر موج دريا می ديدند در حاليکه در دريا هيچ اثری از موج نبود.
ژاپن به دليل ثبت قديمى ترين و بيشترين دريالرزه ها، نام گذار «سونامى» بر زلزله هاى دريايى است. سونامى Tsunami، يك واژه كاملاً ژاپنى به معناى «موج لنگرگاه» است. دو افسانه و ضرب المثل كهن در ژاپن اين حكايت از آن دارد كه مردم ژاپن آن زمان كه پديده اى به نام زلزله را نمى شناختند و تنها ميزبان مصايب حاصل از آن بودند، افسانه ها و اسطوره هاى خاصى براى سونامى نقل مى كردند. آنها معتقد بودند ماهى بدجنس و بزرگى به نام Namazu كه شبيه به گربه ماهى (Cat fish) روزگار امروز ماست، هنگام عصبانيت و انتقام از ساكنان ساحل دريا، باله هاى بزرگش را بر سطح آب دريا كوبيده و موج هاى بزرگ و كشنده را به سوى ساحل مى فرستند. نقاشى هاى ژاپن باستان نيز حكايت از دادگاه هايى دارد كه مردم ساكن ساحل در حال محاكمه «نامازو» هستند و حتى طبق برخى اعتقادات براى آرام كردن او به نذر و قربانى توسل مى جسته اند. مردم ژاپن باستان معتقد بودند تنها ساختمان ساز و بسازبفروش ها، نامازو را دوست دارند و حاضرند براى عصبانيت او اقدام كنند تا او خانه هاى ساحل را با حركت سهمگين يك باله اش درهم شكند و بازار ساختمان سازها را رونقى تازه بخشد.




ساکورا در سالی که گذشت 


امروز(دوشنبه) آخرين روز تعطيلات در ژاپن هست و اکثر ژاپنی ها در زمان تحويل سال دعا کردند تا امسال سالی همراه با موفقيت در کارهايشان باشه و کشورشون هم به دور از بلايای طبيعی مانند زلزله، طوفان، سيل و آتشفشان باشه.فردا اکثر ژاپنی ها کارهاشون رو با انرژی شروع می کنند بدون اينکه اثری از خستگی و تنبلی اين چند روز باقی مونده باشه و همش کار و کار، تا تعطيلی بعدی و اين دور تسلسلی هست که بايد در زندگی ها وجود داشته باشه.
امروز داشتم به چند سالی که به ژاپن اومدم و تغييرات محيطی که داشتم فکر می کردم .به اين که محيط ژاپن چه تاثيراتی بر روی من گذاشته .البته احساس اين تغييرات برای خودم خيلی سخت باشه ولی ديگران ممکنه که راحت تر اين تغييرات رو ببينن.
حالا ممکنه بعضی از اين تغييرات خوب به نظر بياد، نمی دونم.

۱-وقتی که با يه نفر انگليسی حرف می زنم ،اصطلاحات ژاپنی به کار می برم مثل Hai,So desu ka ,Narhodo
۲-وقتی که بچه بودم ،دوچرخه سواری می کردم ،ولی اينجا که اومدم يه دوچرخه سوار ماهری شدم و بدون دوچرخه کارهام انجام نميشه.
۳-از غذاهای ژاپنی خوشم نمی اومد ولی الان می تونم ۷۰٪ غذاهاشون رو بخورم وبعضی از غذاهاشون هو جز برنامه غذايی ام شده و دوست دارمشون.
۴-وقتی که تو ترن سوار ميشم ،بعضی اوقات سرپا خوابم می بره .
۵-سعی می کنم که از چيزهای بسيار کوچيک تو زندگی ام لذت ببرم مثل ديدن شکوفه های گيلاس.
۶- در ايران برای مسافت های کوچيک ،از تاکسی يا آژانس يا ماشين شخصی استفاده می کردم ولي اينجا شده که ۱ ساعت هم پشت سرهم پياده روی کردم.
۷- تو مجزا کردن زباله ها از همديگر خيلی حساس شدم، و فلز و باتری و شيشه ها رو از هم جدا می کنم.
۸- قبلا فکر می کردم که کتاب خوندن بايد در يک جای خلوت انجام بگيره، ولی از وقتی که ديدم اين ژاپنی ها از هر فرصتی برای کتاب خوندن استفاده می کنند، نظرم عوض شده.
اگه چيز ديگه ای به ذهنم رسيد، به آخر اين متن اضافه می کنم
.



آرشيو

This page is powered by Blogger. Isn't yours?

Weblog Commenting by HaloScan.com