!-- Logo box specs - size, background colour etc -->
|
۱- يکی از مزايای زندگی در ژاپن نسبت به کشورهای ديگه اينه که، اينجا اينقدر بلاهای طبيعی زياده، که آدم فراموش نمیشه و تا میخواد آدم مشمول مرور زمان بشه يه زلزلهای چيزی مياد و تو اخبار گفته میشه و فاميلها میگن يه تماسی با ساکورا بگيريم و حالی ازش بپرسيم. خوشبختانه، اين مزيت باعث شده که تو وبلاگستان هم فراموش نشيم، به همين خاطر از همه دوستانی که در زلزله هفته گذشته در ژاپن، چه در وبلاگشون يا با کامنت و يا ایميل به من لطف داشتن، متشکرم. ۲- هفته قبل، بازی ايران ـ ژاپن فکر کنم حال همه را گرفت، جدا از نتيجه نه چندان بد، بازی افتضاح ايرانی ها بهخصوص نيمه اول که تو زمين راه میرفتن. به قول همسرم که میگفت احتمالا بعد از بازی دليل میآرند که ژاپنیها تو غذاشون خرچنگ و هشتپا ريختند و يا زلزله تو روحيهشون تاثير منفی گذاشته. به هر حال در روزی که بازيکنان ژاپنی هم درخشش چندانی نداشتند، دو دستی ليدر بودن را در آخرين بازی تقديم ژاپنیها کرديم. اين ژاپنیها هم يه عادت بدی دارند اينه که تو مسابقات ورزشی، دوربين تلويزيونشون فقط زوم میکنه رو خودشون. ![]() ۳- از دوستی هم که دو بار بیدليل منو پينگ کرد که يادآوری کنه اين هفته مطلبی ننوشتم هم متشکرم.
|
ژاپن بنا به دلايل خاص فرهنگی، زبانی و نژادی که در آينده بيشتر در موردش صحبت میکنم، باعث شده که ايرانیهايی که به صورت مهاجر(چه به عنوان کاری، تحصيلی و ...) اقدام به زندگی در ژاپن میکنند، چنان تمايزی بين ايرانیها و ژاپنیها (با توجه به هوش و استعداد سرشار نژاد ايرانی) به وجود نمیآيد و به همين خاطر ايرانیهای ممتاز در زمينههای مختلف نسبت به کشورهای غربی کمتر به چشم میخورد و يا اصلا به چشم نمیخورد. ولی کمکم فرصتی برای ايرانیهای دورگه (ايرانی-ژاپنی) به وجود آمده است که نسل جديد و توانايیهای خود را به مردم ژاپن بشناسانند. يکی از اين افراد به نام يو درويش میباشد که پدر ايرانی و مادر ژاپنی دارد و تاکنون در ورزش بيسبال در رده زير ۱۸ سال بسيار خوب درخشيده است، و با توجه به اينکه ۳ روز ديگر وارد ۱۸ سالگی میشود با يک تيم حرفهای هم قرارداد بسته است، ايشان در شهر ازاکا زندگی میکنند و اکثر ژاپنیها به خصوص آنهايی که به بيسبال علاقهمندند، او را میشناسند. يو درويش برای بسياری از ايرانیها (مخصوصا انهايی که به صورت غيرقانونی در ژاپن زندگی کرده و سپس با ازدواج با خانم ژاپنی، در اينجا اقامت گزيدهاند) نمادی از غرور و افتخار و اميد به آيندهای بهتر میباشد. هم اکنون، نگرانیهايی در مورد ايشان توسط رسانههای ژاپنی در مورد سيگار کشيدن و حضور در پاچينکو منتشر میشود. ![]() مشخصات: وزن/قد: 195cm/85 Kg تاريخ تولد:۱۶/۸/۱۹۸۶ محل تولد: ازاکا تيم: Hokkaido Nippon Ham Fighters
اين متن را اينجا مینويسم، چون هميشه موقع کادو خريدن، گيج میشم که چه چيزی به عنوان سوغات از ژاپن مناسب هست. در بين ژاپنیها هم، رسم و سنت هديه دادن و هديه گرفتن (omiyage) بسيار متداوله، به خصوص وقتی که کسی به مسافرت میره، حتما يک سوغاتی از اون مکان ،برای دوستان و همکارانش مياره، که میتونه شامل انواع نوشيدنیها به خصوص از نوع الکلی، شيرينی های محلی، اسباببازیهای کوچک و بهخصوص قابل نصب به موبايل و ... باشه.(آخه ژاپنی ها عاشق وصل کردن عروسک و يا تزئينات ديگه به موبايلشون هستن.از جوان تا پيرش اگه موبايلاشون رو نگاه کنی کلی ،چيز ميز بهش وصله .بعضی وقت ها حچم اش از خود موبايل هم بيشتره.) البته اين ليستی که در پايين مياد، بيشترين کاربرد برای سوغاتی به ايران رو داره و البته تعدادی از اون ها هم خيلی گرونه و تعدادی هم قيمتش مناسبه که به درد من می خوره. ۱- پوشيدنیها؛ اولين گزينه برای کادويی کيمونو(kimono) هست هر چند قيمت بالايی داره، اما مدل راحتتر و تابستونيش برای پوشيدن به اسمyukata هست که لباس بلنديه و برای زن و مرد يکسانه . برای مردها کتی کوتاه به نام happi هست که در فستيوالها استفاده میشه و يا جورابی به نام tabi که برای زن و مرد استفاده میشه. حولهای که در جشنها دور سر قرار میگيره و به نام tenugami هم می تونه جالب باشه . ![]() ۲- برای خانه؛ اگر به نقاشی علاقمنديد ،نقاشیهای ukiyo-e که توسط Hokusai و Hiroshige کشيده شده و خيلی معروف هستن مناسبه . محصولات سراميکی، urushi-nuri، صنايع سفالی و چوبهای غذا خوری ژاپن(هاشی)، هديه های جالبی ان.به نظر من وسايل تزيينی مثل فانوس کاغذی يا بادبزنهايی که با کاغذ مخصوصی به اسم washi ساخته میشه هم جالبه . عروسکهای ژاپنی هم با صورت و شکلها و مدلهای موی مختلف هم مورد مناسبی می تونه باشه. ![]() ۳- موارد فرهنگی؛ وسايل مراسم سنتی چای ژاپنی و کارتهای بازی Hyakkunin isshu karuta و Hanafuda انتخابهای خوبی هستن ۴- غذا، احتمال فاسد شدن و يا کمشدن کيفيت و مشکلات ديگه برای کادويی دادن غذا وجود دارد، میشه ادويه shichimi-togarashi را که از ترکيب هفت ادويه به دست اومده رو سوغاتی برد و اگر اصرار به بردن غذاهايی مثل سوشی داريد توصيه میکنم سری به مغازههای Kappabashi dori بزنيد و ماکت پلاستيکی غذای مورد علاقه خودتون رو بخرين وببيرين. . ۵- موارد ديگر، fuurin وسيلهای است که در صورت وزش باد در گرمای تابستان، از خود ملودی زيبا و دلنشينی بهوجود می ياره و ياد آور خنکی باده،که من خيلی دوسش دارم.يه جور آرامش بخشه وقيمتش هم خيلی مناسبه. hagoita هم که در نوامبر به عنوان سر خوششانسی در سال نو فروخته ميشه و تصاويری از کابوکی دراون هست ،ميتونه جالب باشه. ![]()
|
صفحه نخست
نامه به ساکورا وبلاگ قديمی وبلاگ های ژاپنی جستجوآخرين مطالب
وبلاگ هاآرشيو |