!-- Logo box specs - size, background colour etc -->
|
|
چند مدت پيش در Japan today مطلبی تحقيقاتی در مورد فعاليت جنسی ژاپنیها خوندم، که خالی از لطف نديدم که اين مطلب را تو اينجا بذارم.
اين تحقيق در مورد تعداد سکس افراد در طول سال از بين ۳۱۰۰۰۰ نفر زن و مرد از بين ۴۱ کشور صورت گرفته است که ژاپنیها با تعداد ۴۵ مرتبه در سال و يونانیها با ۱۳۸ مرتبه در سال به ترتيب در رده آخر و اول قرار دارند. کرواسی با تعداد ۱۳۴ مرتبه در رده دوم قرار داره. ژاپن دو سال متوالی است که در رده آخر قرار دارد. خبر کامل را در سايت Japan today بخونيد. تمامی ۹ کشور آسيايی مورد پرسش در رتبههای ۱ تا ۹ از آخر قرار گرفتهاند و بعد از آنها کشور سوئد در رتبه ۱۰ از آخر قرار دارد. نظر يکی از ژاپنیها در اين مورد جالب توجه است، ژاپنیها آدمهای جدیای هستند و رسوم ما هم يکی از دلايل ديگر است. ما بدن خود را به ديگران کمتر از مليتهای ديگر مینمايانيم و هنگام ملاقات با يکديگر همديگر را بوس و يا بغل نمیکنيم و تماس بدنی ما به همديگر کمتر است. تو اين آدرس نظرات تعداد زيادی از ژاپنی ها را در اين مورد بخونيد. مطالب مرتبط: ۱- دختر مدرسهایها ابزار سکس در ژاپن، (وبلاگ ساکورا)
هفته گذشته عروسی تنها دختر امپراتور آكیهيتو بود و از بين وبلاگهای ژاپن فقط سامورايی عزيز اشارهای به اين رويداد كرده بود، به همين خاطر تصميم گرفتم كه اشارهای به اين مورد داشته باشم. شاهزاده ساياكو در سن ۳۶ سالگی تصميم گرفت كه با آقای يوشيكی كورودا كه همبازی ساياكو در دوران بچگی بود با همديگه ازدواج كنند. البته سه سال هم با همديگه نامزد بودند. آقا داماد كارمند شهرداری در توكيو هست و چون خون امپراطور در بدنشان جريان نداره، به همين خاطر جز خانواده سلطنتی محسوب نمیشه و باعث شده كه شاهزاده ساياكو هم از خانواده سلطنتی خلع بشه. همچن اتفاقی قبلا در سال ۱۹۶۰ و برای خواهر امپراطور فعلی ژاپن رخ داده. ![]() از اين به بعد خانم ساياكو بايد در بين مردم عادی زندگی كنه، بهش احترام و تشريفات سلطنتی اجرا نمیشه و فقط يك محافظ همواره از ايشان مراقبت میكند. در ضمن هم مثل اكثر زنان ژاپن بايد اسم فاميل خودش را به فاميل شوهرش تغيير بده. البته جهيزيه ايشون معادل يك مليون و دويست هزار دلار هست كه از طرف خانواده عروس فراهم شده. نكته بسيار جالب از نظر من، استفاده از لباسهای غربی برای عروس، داماد و كل خانواده سلطنتی بود. چون خانواده سلطنتی يعنی هويت و روح ژاپنی برای ژاپنیها. يك ضربالمثل قديمی ژاپني هست كه میگه، زنان هميشه بايد سه قدم عقبتر از مردان باشند. عكسهای زير را ببينيد ظاهرا كه خانواده سلطنتی خوب رعايت كردند. ![]() الان مشكلی كه به وجود آمده اين هست كه دختر امپراطور كه از خانواده سلطنتی خلع شده و تمام نوههای امپراطور دختر هستند، پس كی بايد دو نسل ديگه جانشين بشه. ممكنه به راحتی بگيد كه يكی از اين نوههای دختری ولی بايد به عرضتون برسونم كه اولا قانون همچين چيزی را اجازه نمیده و با فرض تغيير اين قانون جامعه به شدت مردسالار ژاپن موافق اين تغيير نيست. باور نمیكنيد خب اين هم نظر يه آقای ژاپنی كه در مطالب مرتبط: ۱- عكسهای سايت بیبیسی --------------------------------------------------
خانواده سلطنت يعنی نمونه ای ايده آل از هويت ملی در ژاپن. من شخصا هويتم را در آنها می بينم. ما اکنون در نقطه عطفی قرار گرفته ايم: پشت کردن به بيش از هزار و پانصد سال سلسله امپراتوری يا حفظ ميراثی چشمگير. من در روستا بزرگ شده ام و هنوز هم به ارزش های قديمی وابسته هستم. ما نبايد اجازه بدهيم که زنان به سلطنت برسند. جامعه ژاپن با سرعت در حال تغيير است و ما بايد ارزش های قديمی و سنتی خود را حفظ کنيم. من نگران هستم که رسيدن تاج و تخت به زنان نظم جامعه را مختل کند. جامعه به نظم نياز دارد حال چه از طريق حفظ احترام بزرگترها باشد و چه سلطه مردان. وقتی بيمار می شويم قدر عافيت را می دانيم و به نظر من وقتی سنت امپراتوری را از دست بدهيم متوجه فقدان آن بشويم. با ورود زنان به سلسله جانشينی در سلطنت خطرات زيادی به همراه دارد؛ تخريب سنتها و زياده روی در آزادی های جنسيتی در جامعه. شايد در جوامع مردسالار رياست زنان بر کشور خالی از سود نباشد اما جامعه ای که زن و مرد با هم مساوی هستند جامعه ای غيرعادی خواهد بود چون زن با مرد با هم فرق دارند و مسئوليت های آنها هم با يکديگر متفاوت است. نسل قبل از جنگ جهانی دوم به خانواده سلطنتی علاقه زيادی دارد و بسياری از آنان برای حفظ امپراتوری فداکاری های زيادی کرده اند. پس نمی خواهند که ساختار آن تغيير کند. من خانواده سلطنتی را خانواده خود می دانم و ديدن مجسمه امپراتور در من حس متحد بودن ژاپن را تداعی می کند. اگر چنين نمادی نباشد ما کشوری ساختگی مانند آمريکا خواهيم بود
وقتی در تهران هستيد، مانند تهرانیها نباشيد،* کشورهای مختلف فرهنگهای متفاوتی دارند، در مدت زمانی که در تهران بودم، تجربيات زيادی کسب کردم و توانستم چيزهايی در مورد فرهنگ ايران بفهمم. در تهران از آپريل تا اکتبر هوا بسيار گرم است. در ژاپن من عادت داشتم که زمانی که هوا گرم است شلوارک بپوشم ولی در ايران به دليل قوانين اسلامی، حتی برای مردان، چنين اجازهای داده نمیشود. بيشتر مردان ايرانی، پيراهنهای آستينبلند و شلوارهای گشاد میپوشند. ايرانيان شيرينیجات مانند کيک، کلوچه، آبنبات و ... را خيلی دوست دارند، در يک روز گرم تابستان من آب طالبی را از يک دکه خريدم، در ابتدا فکر کردم که بسيار خوشمزه است ولی بعد از خوردن بيش از نصف آن، احساس کردم که به علت اضافه شدن مقدار زيادی شکر در آن، بسيار شيرين شده است و در نهايت نتوانستم تمام آن را بخورم. فکر میکنم تمايل ايرانیها در پوشيدن شلوارهای گشاد و تمايل به شيرينیجات به دليل شرايط گرم آبوهوايی ايران است. شلوارهای گشاد مانع از چسبيدن شلوار به پاها گشته و باعث کاهش تعرق و چسبندگی میشود.همچنين به نظر میرسد که شيرينیجات در هوای گرم برای سلامت مفيد میباشند. در فرهنگ اجتماعی ايرانیها، ملاقات همديگر، بيشتر از ساير کشورها میباشد. دو يا سه خانواده در زير يک سقف گردهم میآيند و وقتشان را صرف صحبت کردن و خوردن ميوه، آجيل و شيرينی میکنند. مواردی که در بالا ذکر کردم برايم قابل احترام هستند ولی دو مورد هستند که نمیتوانم قبول کنم. اولين مورد، ديدن مردانی با ريش انبوه و دستانی پر مو، در حالیکه دست همديگر را گرفتهاند و راه میروند. ابتدا فکر میکردم که اين افراد بايد همجنسباز باشند ولی بعدا متوجه شدم که اين نشانهای از رفاقت و دوستی است. مورد ديگر پيچاندن (نيشگون گرفتن) از صورت بچهها است، به خصوص وقتی که بچه بانمکی را میبينند. بچههای ژاپنی که چنين کاری باهاشون صورت میگيرد، نمیتوانند منظور از اينکار را درک کنند و از اين عمل در فرهنگ ژاپن معنای خاصی برداشت میشود. * برگرفته از When In Rome Do As The Romans Do ادامه دارد...
|
صفحه نخست
نامه به ساکورا وبلاگ قديمی وبلاگ های ژاپنی جستجوآخرين مطالب
وبلاگ هاآرشيو |