!-- Logo box specs - size, background colour etc -->
|
ژاپنیها برای سال نو کارهای زير را انجام میدهند: - از چند هفته مونده به تحويل سال نو شروع به تميز کردن خونهشون میکنند. - تعطيلات از اول و تا سوم ژانويه میباشد و در اين روزها اقوام خود را به خانه خود دعوت می کنند. - غذا به اندازه کافی برای اين سه روز فراهم میکنند. در اين سه روز نبايد آشپزی کرد. - گذاشتن وسيلهای به نام Shimenawa بر روی در ورودی که روحهای پليد را دور میکند. ![]() - به صدا در آوردن زنگ، در هنگام تحويل سال نو به مفهوم خوشآمد گويی به سال جديد و بدرقه سال گذشته.خوردن Toshikoshi soba يا رشتههای پيچواپيچ به معنای تداوم و طولانی شدن عمر خانواده مانند رشتهها. - آويزون کردن، پرچم ژاپن يا نشانهای از ژاپن بر روی در. - چيدن وسايلی مانند Kagamimochi (کيک برنجی گرد و صاف)، ساکه (مشروبی که از برنج به دست میآيد) و چيزهای ديگر. - دادن هديه سال نو به بچهها (Otoshidama) که شامل پول هست که داخل پاکت گذاشته میشه.- پوشيدن کيمونوی سنتی و رفتن به معابد نزديک خونه و دعا برای سلامتی و آينده خوب در سال نو. - دادن کارت تبريک سال نو به همديگر.
|
هر چند که فقط ۱۵ ٪ از ژاپنیها مسيحی هستند. اما به دليل شروع سال آنها با تقويم ميلادی خود را برای آغاز سال نو آماده میکنند. هر چند که به نظر من، شروع سال نو در ژاپن بیروح هست و آن حس و حالی که در کشورهای اروپايی و آمريکايی به چشم میخورد در اينجا ديده نمیشه. توکيو هم تو اين روزا مثل عيدنوروز در تهران میمونه. اکثر مغازهها تعطيلند و مردم میبايست آذوقه اين دو سه روز را از قبل تهيه میکردند، (هر چند که به صرفه تر هست که اينکار را بکنند و معدود مغازههايی هست که باز هست و میشه از اونجا خريد کرد.) حتی پمپبنزينهای محلی هم بستهاند و حرکت ترنهای شهری با فاصله شده و اکثرا هم افراد زيادی توشون به چشم نمیخوره. مردم هم يا به مسافرتهای خارجی رفتند و يا به شهرهای خودشون پهلوی والدينشون برگشتند. به هر حال شهر سوت و کوره و حس و حال عيد زياد به چشم نمیخوره. شب تحويل سال نو هم، با همسرم تصميم گرفتيم که به يکی از مراکزی که حدس میزديم مردم توشون سال را تحويل میکنند بريم و قاطی مردم بشيم، هر چند که ژاپنیها، تحويل سال نو را بيشتر به معابد میرند و تو اونجا به دعا مشغول میشند. کار جالبی که کردهبودند، تمديد ترن ها تا ساعت ۲ نيمهشب بود که خيالمون از بابت برگشت به خونه راحت بود. به هر حال چون که زود رسيده بوديم تصميم گرفتيم که وقتمون را در کافیشاپ صرف کنيم که هم زمان سپری بشه و هم اينکه مردم را از اون بالا ديد بزنيم و از طرفی هم از سرما در امان باشيم. ساعت حدود ۱۰:۳۰ اومديم قاطی تعداد محدود آدمايی شديم که اکثرا جوان و تعداد قابل ملاحظهای خارجی بودند و کم کم تعداد آدمها زيادتر میشد. حدود ساعت ۱۱ تمامی بيلبوردهای تبليغاتی خاموش شدند و ما چه خوش خيال بوديم که فکر میکرديم که میخواند مراسم را و شمارش معکوس را از اين بيلبوردها پخش کنند ساعت نزديکیهای ۱۲ می شد و فقط ما تو سرما واستاده بوديم و ملت را تماشا میکرديم. تعداد پليسها به مقدار چشمگيری زياد شده بود و ماشين آتشنشانی هم به اونجا اضافه شد. نزديکیهای تحويل سال نو تعدادی(بيشتر خارجیها) شروع کردند به باز کردن مشروبها و سر و صدا که پليس با بلندگو به اين افراد تذکر داد و تحويل سال نو را مردم توسط ساعت هاشون متوجه شدند و يک کم داد و فرياد کردند که پليس از مردم خواست که برگردند خونههاشون. در اين حين همسرم به من پليسهايی را نشون داد که بالای ساختمون در حال عکس گرفتن و فيلمبرداری از جمعيت بودند و تصميم گرفتيم که سريعا برگرديم خونمون تا عکسمون را نگرفتند.
|
صفحه نخست
نامه به ساکورا وبلاگ قديمی وبلاگ های ژاپنی جستجوآخرين مطالب
وبلاگ هاآرشيو |